همراه با زوج هنری مجموعه مستند «خسته نباشید» کار کردن و بی‏کاری؛ مساله این است

همراه با زوج هنری مجموعه مستند «خسته نباشید» کار کردن و بی‏کاری؛ مساله این است

همراه با زوج هنری مجموعه مستند «خسته نباشید» کار کردن و بی‏کاری؛ مساله این است

1397-07-21

  • چقدر در ساخت برنامه سعی کرده‏اید بیننده را صادقانه درگیر جرفه‏ای خاص کنید و تا چه اندازه خود درگیر این شفل‏ها شده‏اید؟

رازفر: در اجرای برنامه، معمولا ما هیچ‏گاه ناظر سیر کاری شاغلان نیستیم. من به شخصه سرم برای تجربه‏ های جدید درد می‏کند. گرچه برخی از این کارها ریسک بالایی دارد؛ مثل مردان عنکبوتی که شیشه برخی ساختمان‏های بلند مرتبه را پاک می‏کنند یا آنان که در کوره‏ با مواد مذاب کار می‏کنند. اما سعی کردیم به بطن ماجرا تا جایی که به ما اجازه داده می‏شود ورود کنیم. در حین ساخت این برنامه نیز با مشکلات و مصائب ناشی از این حرفه‏ها هم آشنا می‏شدیم. مثلا از نظر سلامت تقریبا همه مشاغل،‏ شاغلان آن حرفه را با خطراتی مواجه می‏کند. مثلا شاید مربی مهدکودک کمتر با معضلات فیزیکی مواجه شود، اما او هم استرس‏هایی مثل ایجاد امنیت و مراقبت از کودکان خواهد داشت. برخی اما بی توجه به صدمه‏ای که به خود می‏زنند، انقدر این حرفه را ادامه می‏دهند تا بدن‏شان دیگر اجازه ادامه به آنها ندهد.

  • بی‏شک در این راه با مشاغلی آشنا شدید که برای ایجاد امنیت و سلامت روانی جامعه نیاز به از خودگذشتگی دارند. این یعنی یک گام بیشتر از چیزی که ما به آن شغل می گوییم. نظرتان درباره این مشاغل چیست؟

رازفر: خلبان جنگنده و آتش‏نشان دو شغلی است که از نظر ایثار و فداکاری نیاز به انسان‏هایی از خودگذشته دارد. هم  خلبانان و هم آتشنشان‏ها هر بار با خداحافظی از خانواده نمی‏دانند به خانه بازمی‏گردند یا خیر. نمونه آن نیز کسی است که سال گذشته در برنامه خلبان جنگنده لباسش را به من داد تا برنامه تهیه شود. روزبه ناظریان، چند ماه پس از ساخت برنامه دچار سانحه شد، هواپیمایش سقوط کرد و درگذشت. آتشنشانان نیز چنان که در صدر اخبار این روزها هستند، بسیار ایثارگرند.

  • چقدر افراد به امنیت و سلامت خود در حین انجام کار اهمیت می دهند و شما تا چه اندازه به عنوان ناظر، شاهد این بی‏ توجهی ‏ها بوده‏اید؟

رازفر: خیلی از ما وقتی در بطن کاری هستیم، متوجه آسیب‏هایی که به ما وارد می‏شود نخواهیم بود. مثل راننده تاکسی که به وعده‏های غذایی و نوع تغذیه روزانه‏اش بی‏توجه است یا مربی مهدکودک که پریشانی خود را به محیط کار می‏آورد و ناخواسته روی بچه ‏ها تاثیر منفی می‏گذارد. همه اینها نشان از تاثیر کار روی سلامت جامعه دارد و مسلما متقابل نیست هست. مثلا در تجربه خلبان جنگنده، اکثرا به خاطر فشار g کمترین ضایعه‏ای که برایشان به وجود می‏آید، دیسک کمر است. اما اتفاقاتی باعث می‏شود فرد آن کار را ادامه دهد، حال این یا عشق است یا اجبار به انجام آن کار. اما خیلی‏ها هم متوجه مخاطرات ناشی از آن کار بر روان و بدن‏شان نیستند.

  • تا امروز برنامه‏های زیادی ساخته ‏اید. آیا در حین ساخت برنامه درگیر مشکلات و مصائب زندگی افراد نیز شده‏اید و برای رفع آن چه کارهایی کرده‏اید؟

رعایتی: معمولا در اکثر مشاغل ما درگیر زندگی افراد می‏شدیم. مثل حفاری در دریا که برایم خیلی عجیب بود. شاید زندگی این افراد گاهی انسان را نگران ‏کند. کار با دستگاه و مواد شیمیایی ما را نگران این آدم‏ها می‏کرد. متاسفانه علم و ایمنی با مشاغل همراه نیست.

رازفر: تقریبا بخشی از کارهایی که انجام دادیم ما را درگیر اتمسفر حاکم بر آن حرفه و درگیری افراد آن کرده است. مثلا خانواده‏هایی در روستایی که مقصد یکی از سفرهایمان بود، درآمدشان از طریق پارچه‏بافی حاصل می‏شد؛ پارچه‏هایی زیبا و کم‏قیمت. سعی کردیم از این تولیدات حمایت بکنیم. این بود که پارچه‏هایشان را به اطرافیان معرفی کردیم. در ابتدا به این دلیل که آن حرفه از بین نرود و دوم این‏که آن خانواده‏ها بتوانند با این کار تامین هزینه کنند. اما این کمک دو طرفه است. برای ما آن حس خوب انقدر زیاد بود که این رابطه را دو سویه کرد.

  • چرا سراغ پزشکان نرفتید؟

رازفر: ما نتوانستیم سراغ پرستاران و پزشکان برویم. برنامه ما این بود با بچه‏های اورژانس و 115 همراه شویم، اما به دلیل حساسیت بالای نجات جان یک انسان و از آنجایی که تخصصی نداشتیم، نگران این بودیم درصد خطای نجات را بالا ببریم. از سویی دوست داریم به پرستاران و حرفه آنان بپردازیم، متاسفانه تا امروز میسر نشده است. هنوز راهکاری برای ورود به این حرفه‏ها پیدا نکرده‏ایم. برنامه در خود به ناملایمتی‏هایی می‏پردازد که پرداخت به آن در سیما کمی سخت است. امیدوارم در سری جدید به آن پرداخته شود.

  • لباسی بود که نخواهید ترکش کنید و دوست داشته باشید حرفه‏تان می‏بود؟

رعایتی: معمولا به مشاغل به عنوان تجربه‏ای برای استفاده در کار حرفه‏ای خودم، بازیگری نگاه می‏کردم.

رازفر : نه. من آرزوی کودکیم خلبان جنگنده شدن بود که تجربه‏اش کردم و بارها در حین ضبط آن قسمت گریه‏ام گرفت. هنوز به این شغل که فکر می‏کنم قلبم فشرده می‏شود. دوست داشتم آن لباس را از تن در نیاورم. اما لباسی که فکر می‏کردم در تنم سنگینی می‏کند، لباس آتشنشان بود. ما واقعا درک درستی از این شغل نداریم. انسان تا زمانی که با آتش، آوار و بدن نیمه‏جان انسانی روبه‏رو نشود، نمی‏فهمد این مردان چه کاری انجام می‏دهد. انسان‏هایی از خود گذشته که درک موقعیت‏شان بسیار دشوار است. شاید من هیچ‏گاه آنان را درک نکرده باشم. خیلی برای این لباس کوچک بودم و دوست نداشتم هیچ‏وقت آتشنشان شوم چون از خودگذشته نیستم. فکر نمی‏کنم روزی این از خود گذشتگی را داشته باشم که ماسک خودم را درآورم و روی صورت کودکی بگذارم، و به آن افتخار کنم. این واقعا تحسین‏برانگیز است.

  • سیزن سوم کی ساخته می‏شود و به چه مشاغلی می‏پردازد؟

رعایتی: ساخت سری جدید به پشتیبانی مالی آن وابسته است و به تازگی شروع هر کاری از سوی برنامه‏سازان وابسته به آوردن اسپانسر است. آوردن اسپانسر برای ارائه طرح جدید، کار را سخت کرده است. شغل‏های زیادی برای پرداختن داریم که مستلزم داشتن بودجه برای ساخت است.

  • کدام شغل شما را تحت تاثیر قرار داد و کار کردن در آن محیط برایتان سخت بود؟

رعایتی: پرداختن به شغل کسانی که در بازیافت کار می‏کنند. با دیدن آن صحنه که نایلون‏ها همه فضا را گرفته‏اند و هر کدام به سویی پرواز می‏کنند، و روی زمین می خزند برایم عجیب و وحشتناک بود. از آن روز خواستم برنامه‏هایی با این موضوع بسازم. کار کردن در آن فضا حتی بچه‏های گروه را کلافه کرده بود و فضای کاری‏مان متشنج و کلافه شده بود. سعی می کردم کار را طوری مدیریت کنم که زودتر تمام شود.

  • به عنوان کارگردان محیط‏هایی را تجربه کردید که ممکن است فرصتش برای هیچ زنی به وجود نیاید. آیا به نظرتان کار زنانه و مردانه دارد؟

اولین چیزی که در این شغل به دادم رسید، این بود که با ساخت هر قسمت دچار کشف و شهود می‏شدم و به این فکر بودم تا از این تجربه‏ها برای بازیگری استفاده کنم. زن بودن من باعث می‏شد از همان ابتدا، مردان تحویلم نگیرند. کم‏کم اعتماد آنان را جلب می‏کردم. اول فکر می‏کردند یک زن نمی‏تواند کار را بگرداند، اما خوشحالم چنین تجربه‏هایی داشتم. حسی آمیخته به غرور و خوشحالی. نه این‏که زنی نمی‏تواند کاری را انجام دهد. گاهی نیروی جسمانی اجازه انجام برخی کارها را به زنان نمی‏دهد. ما در طول کار گاهی با دستگاه‏هایی سنکینی درگیر بودیم که نیاز به زور بیشتری از توان من که زن بودم داشت.

  • چرا به عنوان کارگردان زن بیشتر سراغ مشاغل مردانه رفته‏اید؟

خیلی دوست داشتم تصویربرداری از خانه‏داری بکنم، اما خیلی سخت بود. فقط مساله کار در خانه نبود، مدیریت یک زندگی که بخشی از کار یک زن خانه‏دار است و به تصویر درآوردن آن برایم بسیار سخت بود. خیلی‏ها شغل را مساوی با حقوق می‏دانند و معتقدند خانه‏داری شغل نیست. ترسیدم نتوانم در قالب مستند این کار را به درستی مدیریت کنم. خیلی شغل زنانه بود که دوست داشتم کار کنم، اما مجری ما میثم رازفر یک مرد است و کمی سختگیری سازمان را برای پخش این بخش‏ها زیاد می‏کند.

 

 

آوای سلامت وزارت بهداشت ادبیات سلامت ادبیات سلامت ادبیات سلامت
توسعه دهنده هوشمند