اسرار خوراکی‌ها در فیلم‌های ایرانی

اسرار خوراکی‌ها در فیلم‌های ایرانی

اسرار خوراکی‌ها در فیلم‌های ایرانی

1397-10-24

در سینمای ایران همیشه خورد و خوراک نقش مفهومی و دراماتیک مهمی داشته‌اند. جای شگفتی هم نیست، چراکه ما ملتی هستیم علاقه‌مند به خوراک و به هر بهانه‌ای چیزی خوردن. تفریح‌ ما، آرام‌بخش ما و حافظ مناسبات خانوادگی و اجتماعی ما خوراکی و خوردن است. اگر کسی به خانه‌مان سر بزند به حساب نمی‌آید آمدنش مگر این که «ناهاری... شامی...» تشریف بیاورد. چنین است که فیلم‌های ایرانی نیز هم از منظر مردم‌شناسانه و هم از منظر کاربردی به غذا نگاهی ویژه دارند. در این میان از همه پی‌گیرتر و خوش‌سلیقه‌تر بدون شک کسی نیست جز داریوش مهرجویی. در فیلم‌های مهرجویی بعید است که سفره‌ای الوان گسترده نشود و جماعتی دورش ننشینند. در «اجاره‌نشین‌ها» تمام ساکنان آپارتمان بعد از خصومتی طولانی دست به دست هم می‌دهند و بساط کباب را علم می‌کنند تا آشتی‌کنان راه بیفتد و جنگ خاتمه بیابد؛ در «هامون» مراسم پخت قیمه‌ نذری ظهر عاشورا را می‌بینیم؛ در «بانو» قربان‌سالار آشپز به‌عنوان خوش‌خدمتی مرصع‌پلو و بره بریان سر سفره می‌گذارد؛ در «لیلا» مراسم پخت شله‌زرد نذری مایه‌ وصل و فصل لیلا و رضا می‌شود؛ در «پری» به رستورانی می‌رویم و بساط کباب برگ و کوبیده مفصلی بر سر میز چیده می‌شود و همین باعث می‌شود پری از نامزدش بی‌زار شود و... اما مهرجویی فیلم مهم «مهمان مامان» را هم در کارنامه‌اش دارد که تقریبا می‌توان گفت موضوع اصلی‌اش غذا و خورد و خوراک است. در این فیلم که بر اساس داستان هوشنگ مرادی‌کرمانی ساخته شده، خانواده‌ای فقیر به مدد همسایگان سفره الوانی می‌گسترند با انواع غذاها تا آبرویشان مقابل مهمان رودربایستی‌دارشان حفظ شود. غذا نقطه‌‌اشتراک و هم‌نشینی تمام آدم‌های داستان است. سر سفره است که معتاد بزهکار و پلیس، عاشق و معشوق، زن و شوهری که دقایقی قبل مشاجره داشته‌اند، فقیر و غنی و کوچک و بزرگ دور هم جمع می‌شوند و دقایقی خوشایند را می‌گذرانند. این‌جا غذا نه‌فقط خوراک جسم که نوعی مسکن است برای روان و احساس آدم‌ها. انگار طبخ و صرف غذا می‌تواند دردهای روحی را التیام ببخشد و آدم‌ها را به یکدیگر نزدیک‌تر کند. فیلم دیگری که تقریبا با همین روند پیش می‌رود و البته حاوی نکات جالبی درباره سلامت و کیفیت طبخ غذاست، «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» ساخته علی رفیعی است. داستان فیلم در یک رستوران خانگی می‌گذرد که محل مواجهه مرد و زنی است که به هم علاقه دارند. در این میان خوراک‌های مختلف و شیوه‌ پخت‌وپز است که به کلید روابط گرم عاطفی تبدیل می‌شود و آن مرد و زن را به‌تدریج به هم نزدیک می‌کند. باز هم گزاف نیست اگر بگوییم «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» هم فیلمی درباره خورد و خوراک است و البته در ساختار آن نشان از تحقیق و دقت بسیار در امور غذایی دیده می‌شود و مباحثات داغی در باب خوبی و بدی غذاها در آن درمی‌گیرد.

گاهی در فیلم‌های ایرانی تغذیه سالم و ناسالم به مفهومی کنایی بدل می‌شود برای ساختن شخصیت‌ها و فضاهای خوب و بد داستان. برای مثال در فیلم «رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله شخصیت منفی فیلم مدیر یک فست‌فود است. فست‌فود که در این روزگار سمبل غذای مضر و ناسالم است، انگار در این فیلم به معنای محل ظهور آدم‌ها و روابط ناسالم هم می‌شود. روند مشابهی را در فیلم «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی نیز می‌توان دید؛ شخصیتی که به باقی افراد خانواده خیانت کرده صاحب یک مغازه فلافل‌فروشی است که ساندویچ‌های بی‌کیفیت مشهور به «پرکن و بخور» به مشتریانش ارائه می‌دهد. در جایی از فیلم او و خواهرش را می‌بینیم که درباره فرمول ساده و ارزان این ساندویچ‌های فاقد ارزش غذایی با هم حرف می‌زنند. عکس ماجرا را هم در برخی فیلم‌ها می‌توان دید. مثلا در فیلم «پری» از ساخته‌های داریوش مهرجویی که صحنه‌ای از آن را پیش‌تر مثال زدیم، آشی که مادر پخته و لقمه نان و خرمایی که داداشی به پری می‌دهد، نماد عشق و حسن نیت آن آدم‌هاست، یا مثلا در فیلم «سعادت‌آباد» غذای چینی سالم و خوش آب و رنگی که یاسی پخته، به نوعی ابراز علاقه او به بهرام را به رخ می‌کشد. مشابه همین روند در فیلم «حکم» ساخته مسعود کیمیایی هم به چشم می‌خورد؛ شخصیت مثبت داستان در ابتدای فیلم سفارش تخم‌مرغ نیمروی ساده می‌دهد و شخصیت بزهکار فیلم در رستوران در حال خوردن استیکی چرب و حجیم دیده می‌شود. در فیلم عاشقانه «در دنیای تو ساعت چند است» ساخته صفی یزدانیان هم در چند صحنه انواع خوراکی‌های سبک و سالم به نوعی با صداقت در عشق پیوند می‌خورند.

 اما این که تغذیه ناسالم و نامتعارف ممکن است چه دردسرهایی به دنبال داشته باشد را باید در فیلم «هیچ» ساخته عبدالرضا کاهانی رصد کنیم. جایی که شخصیت اصلی داستان سیری‌ناپذیر است و لحظه‌ای از خوردن باز نمی‌ماند و همین امر دارد خانواده فقیرش را از پا درمی‌آورد. البته بعدتر معلوم می‌شود این اشتهای غریب ناشی از معضلات بیولوژیکی است که در بدن آن مرد وجود دارد. چاقی و معضلات ناشی از تغذیه ناسالم هم معمولا به عنوان عنصری مهم در شخصیت‌پردازی مورد استفاده سینماگران ایرانی قرار گرفته است. مثلا شخصیت دکتر سپیدبخت در «خانه‌ای روی آب» ساخته بهمن فرمان‌آرا، یا شخصیت شاپوری در «بوتیک» ساخته حمید نعمت‌الله. آدم‌های شکم‌باره‌ای که نمی‌توانند به اندازه غذا بخورند، کمتر پیش می‌آید که شخصیت مثبت داستان‌ها باشند.

مخلص کلام این که غذا و تغذیه در سینمای ایران نقش‌های چندگانه و مهمی ایفا می‌کند که در این نوشتار تنها به چند نمونه از آن‌ها بسنده کردیم. این نقش‌ها گاه تمثیلی هستند و گاه ربط مستقیمی با تغذیه به معنای پزشکی و علمی آن دارند. هرچه هست، ایرانی‌جماعت، چه در سینما و چه بیرون از سینما، به غذا علاقه و توجه بسیاری دارد و حتما خیلی‌ها یادشان هست که در گذشته‌ای نه‌چندان دور دو واژه سینما و ساندویچ با یکدیگر هم‌نشین و گاهی هم‌معنا بوده‌اند.

آوای سلامت وزارت بهداشت ادبیات سلامت ادبیات سلامت ادبیات سلامت
توسعه دهنده هوشمند